اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

75

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ابن حكم و سعيد بن عاص و وليد بن عقبه كه زبان آنان بود ، پس گفت : تو بر همه ما ستم كرده اى ، اما من ، پدرم را در روز بدر دست بسته گردن زدى ، و اما سعيد پس پدرش را روز بدر كشتى و حال آنكه پدرش از برجستگان قريش بود ، و اما مروان پس پدرش را دشنام دادى و از عثمان هنگامى كه او را نزد خويش آورد بد گفتى [ . . . ] بر آن بنو عبد مناف پس بيعت ما را بپذير بدان شرط كه آنچه را بدست آورده‌ايم از ما بنهى و از آنچه در تصرف ما است ما را معاف دارى و كشندگان عثمان را بكشى . پس على بخشم آمد و گفت : اما ما ذكرت من وترى اياكم فالحق وتركم ، و اما وضعى عنكم ما اصبتم [ 1 ] فليس لى ان أضع حق الله ، و اما اعفائى عما فى ايديكم فما كان لله و للمسلمين فالعدل يسعكم ، و اما قتلى قتلة عثمان فلو لزمنى قتلهم اليوم لزمنى قتالهم غدا ، و لكن لكم ان احملكم على كتاب الله و سنة نبيه فمن ضاق عليه الحق فالباطل عليه اضيق ، و ان شئتم فالحقوا بملاحقكم . « اما آنچه يادآور شدى كه من از شما كشته و بر شما تاخته‌ام پس حق با شما چنان كرده است ، و اما نهادن من از شما آنچه را بدست آورده‌ايد ، پس مرا نمىرسد كه از حق خدا بگذرم ، و اما معاف كردن من شما را از آنچه در تصرف داريد ، پس آنچه مال خدا و مسلمانان باشد ، عدالت شما را فرامىگيرد ، و اما

--> [ 1 ] ن ، عما فى ايديكم .